ماجرای تلخ آزار سمیرا و سمانه توسط پدرشان

میانگین امتیازات
0 از 5 امتیاز. 0 امتیاز.

[ad_1]
می‌پرسم صورتت چه شده؟ می‌گوید: بابا با قاشق سوزانده! می‌گویم چرا و دختر آرام می‌گوید:، چون در کارخانه با دختر‌ها خندیده بودم، گفت: چرا می‌خندی و بعد صورتم را با قاشق داغ سوزاند. ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آن‌ها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که ۲۰ سال آزگار مورد سوءقصد و آزار… قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.

[ad_2]
لینک منبع

بازدید: 0

لينك كوتاه : http://1tr.ir/feeJG

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از