فرار شبانه دختر جوان از دخمه 3 شرور

میانگین امتیازات
0 از 5 امتیاز. 0 امتیاز.

[ad_1]

تا خواستم جیغ بکشم و کمک بخواهم مشت محکمی به شکمم خورد و از پشت به زمین افتادم. سه نفرشان وارد خانه شدند. مرا کشان‌کشان به داخل اتاقی انداختند. یکی از آنها گفت: «هر چقدر هم داد بزنی اینجا کسی به دادت نمی‌رسد پس نه خودت را اذیت کن و نه ما را…»

[ad_2]
لینک منبع

بازدید: 0

لينك كوتاه : http://1tr.ir/uyKlH

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از